بیا به سکس واژه های عاشقانه ام نگاه کن..
ببین چگونه عاشقند..!
بببن چگونه عاشقانه دم ز سکس میزنند..!
و روی هم خزیده اند..
ببین چگونه لای هم تنیده اند..
و بوی این لجن کده چطور شهر عاشقانهء مرا..
فرا گرفته است..
خموش میشوم
سکوت میکنم
دوباره لال میشوم
ضمیر کال میشوم...
بیا ز sex واژه های لال من عبور کن..
بیا ز این همه کثافت و لجن
و بوی گند نطفه های واژه گانه ام
عبور کن..
و چون کسی دم از همان ضمیر عاشقانه میزند
اسیر میشوم.
و چون نگاه عشق و آخرش به سکس ...!
پیر میشوم
ببین چگونه واژهء مقدسی ز عشق ساخته ایم..
و ما خمارگونه، عشق را
به شهر گند„ شهوت و شراب کشیده ایم..
و باز واژه های من
پرند از حرارت تن کسی
که عشق را
برای من چنین سروده است..
و او ..
زمانهء قدیم
پر از ترانه های عاشقانه بود..
و بانوی قشنگ شاعرانه بود..
ولی به چشم های تن
به این دو ديدهء ترم
نگاه من به واژه های تن...!
نگاه او ... به واژه های من ...!
ببین چگونه عشق را
برای خود
بدین لجن کشیده ایم
و شرم گونه واژه ای بدین نظر.. تفسیر کرده ایم...!
و عشق را..ببین چگونه اینچنین قبیح تعبیر کرده ایم..
برچسبها: سکس, sex, شهوت, عشق, لجن
من بی تو |
| |
|
******
درج آگهی رایگان - درج آگهی رایگان ****
|








